جمال رضايى

99

بيرجندنامه ( فارسى )

2 - 4 - ساباطها كوچه‌ها و ديوارهاى خانه‌ها را از باران و آفتاب و . . . حفظ مىكرده‌اند . 3 - 4 - ساباطها رهگذران را در زمستان‌ها از ريزش برف و باران و در تابستان از تابش آفتاب سوزان نجات مىبخشيدند . 4 - 4 - چون در تابستان‌ها هميشه جريان هوايى ملايم و نسيمى خنك در آن برقرار بوده نشستنگاه مناسبى براى كسانى بوده كه مىخواسته‌اند دور هم بنشينند و « گپ » بزنند و وقت بگذرانند . 5 - 4 - ساباطها بازىگاه‌هايى محفوظ و در امان از برف و باران و گرما و سرما و آفتاب براى بچه‌ها بوده‌اند . 6 - 4 - اطاق‌هايى كه براى سكونت بر روى سقف ساباطها مىساخته‌اند چون از سطح كوچه خيلى بالاتر بوده‌اند خطر سيل آن‌ها را تهديد نمىكرده و ساكنان آن‌ها احساس آسايش و آرامش بيشترى مىكرده‌اند . 7 - 4 - امنيّت اتاق‌هاى بالاى ساباطها بيشتر از اتاق‌هاى داخل خانه بوده است و حتّى اين اتاق‌ها حكم « سنگر » داشته‌اند و ساكنان آن در هنگام حملهء مهاجمان مىتوانسته‌اند از در و پنجره‌هاى آن‌ها كه بر كوچه مشرف بوده با پرتاب سنگ و جنگ‌افزار و ريختن آتش بر سرشان از پيشرفت آن‌ها جلوگيرى نمايند و آنان را به هزيمت مجبور كنند . 8 - 4 - استفاده از فضا به جاى زمين - چون زمين‌هاى تپّه‌ها و ماهورهاى شهر محدود بوده ناگزير از فضاى كوچه‌ها و سقف آن‌ها به جاى زمين براى ساختن مسكن بهره مىبرده‌اند و در زمين صرفه‌جويى مىكرده‌اند . 9 - 4 - مردم به جاى استفاده از زمين‌هاى زراعتى « كشمان » ها كه غذاى آنان را تأمين مىنموده از ساباطها و سقف كوچه‌ها استفاده مىكرده و زمين‌هاى زراعتى را براى همان كشت و ورز نگه مىداشته‌اند . 10 - 4 - بيرجند گرچه به كوير پيوسته نيست و كوه‌هاى اطراف آن ديوارهاى استوارى است كه شهر را تا اندازه‌اى از آسيب‌ها و آفات كويرى حفظ مىكند ولى چون فاصلهء زيادى با كوير ندارد از وزش بادهاى سخت و توأم با گرد و خاك « 1 » به يك بار بر كنار و مصون نيست . ساباطها به مقدار قابل ملاحظه‌اى مردم و خانه و زندگى آنان را از شرّ اين‌گونه خاك‌بادهاى شديد حفظ مىكرده است .

--> ( 1 ) . چنان‌كه پيش از اين ياد شد ( پانويس شمارهء 1 صفحهء 34 ) اين نوع بادهاى شديد پرگرد و خاك را كه گاهى صورت « گردباد » پيدا مىكند در گويش بيرجند « دولخ‌باد dulaxbad » مىگويند . « دولخ dulax » در اين گويش به معنى گرد و خاك زياد است ، اين واژه در فارسى « دوله » فراگو مىشود . نك : « واژه‌نامه گويش بيرجند » .